X
تبلیغات
ترول.جوک.فیسبوک.ترول.جدید.اس ام اس.خفن.
ترول.جوک فیسبوکی.ترول جدید.ترول روز.ترول.خنده بازار.اس ام اس-18.خنده+خفن

دوست عزیز خوش اومدی ....

اگر میخوای تبلیغ وبلاگ خودت رو کنی باس بگم....

علاوه براین که نظرت پاک میشه یه حالی هم از عمه محترمت 

پرسیده میشه..

خود دانی...راستی عمه جان چطورن؟؟؟؟

+ نوشته شده در  91/01/01ساعت 22:3  توسط جیلی بیلی  | 

خخخخخخخخخو

اینورم جا هست اونورر ظرفیت پره....ف

با توام زندگی ...ل

اصن هر گهی میخوری بخور.ن

ولی بدون فرصتت داره تموم میشه فقط چند ماه ....همین.ی


+ نوشته شده در  92/02/30ساعت 23:9  توسط جیلی بیلی  | 

خخخخخخخخخو

اینورم جا هست اونورر ظرفیت پره....ف

با توام زندگی ...ل

اصن هر گهی میخوری بخور.ن

ولی بدون فرصتت داره تموم میشه فقط چند ماه ....همین.ی


+ نوشته شده در  92/02/30ساعت 23:9  توسط جیلی بیلی  | 

چند روز دیگه میانترم بافت دارم....

....

همه چی خوبه..

الحمدلله.

اکانت fbرو دی اکتیو کردم...

بزودی بر میگردم....

با یه پروفایل جدید......

دوباره برمیگردم.

+ نوشته شده در  92/01/18ساعت 22:46  توسط جیلی بیلی  | 

برای دیدن عکس به ادامه برو....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/12/19ساعت 20:17  توسط جیلی بیلی  | 

شاید بعدا اومدم و دوباره وبلاگ رو یه نوایی دادم...ولی الان حسش نیست........


+ نوشته شده در  91/12/19ساعت 10:50  توسط جیلی بیلی  | 

دیروز با 2 تا از بچه ها رفتیم دوری تو شهر زدیم...


ناهار هم بیرون خوردیم.



+ نوشته شده در  91/12/19ساعت 10:48  توسط جیلی بیلی  | 

حوصله ندارم...................



+ نوشته شده در  91/12/19ساعت 10:46  توسط جیلی بیلی  | 

یکی از فانتزیام اینه که توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا و جذاب از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه:
آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره ...
من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم پرستار بلندتر و با التماس میگه:
آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده ...
من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم ایندفعه
همه ی پرستارا و دکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن:
آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره ...
من که دستکشامو دستم کردم با خونسردی به چهره ی تک تکشون نگاه میکنم و میگم:
آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن ...
بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار دور میشم ...515919_129fs2705461.gif

+ نوشته شده در  91/12/10ساعت 11:42  توسط جیلی بیلی  | 

امروز خوب بود....

استاد علی پناه اومد با ماله هنرنمایی مزنی رو پاک کنه...

تا حدی موفق بود..

امروز چند تا از بچه های دانشگاه که قبلا تو fb دیده بودم رو حضوری ملاقات کردم.


بعد از مشاوره با بچه ها رفتیم یه دوری توی شهر زدیم...

خوش گذشت...

+ نوشته شده در  91/11/29ساعت 18:29  توسط جیلی بیلی  | 


ای گِل آلوده گل من .ای تن آلوده ی دل پاک. دل تو قبله ی این دل ...

تن تو ارزونی این خاک...

تن تو ارزونی خاک .

تن تو ارزونی خاک.

+ نوشته شده در  91/11/29ساعت 18:20  توسط جیلی بیلی  | 

یعنی یکی از دلایلی که هیچ وقت مسیحی نمیشم 

اینه که بابانوئل مجبور بود بیاد تو جوراب من کادوی کریسمس بزاره 

و دچار حمله میکرو بیولوژی میشد از بوی خفنش..!!!

+ نوشته شده در  91/10/05ساعت 14:37  توسط جیلی بیلی  | 

آقایی که تو خیابان تا راهنما میزنی به یه ثانیه نکشیده عین الاغ سر خرتو کج میکنی میپیچی.

گوساله راهنمات عصای حضرت موسی نیس که جمعیت رو بشکافه .

توی آینه ات رو هم یه نیگاه بنداز عن.

+ نوشته شده در  91/10/05ساعت 14:35  توسط جیلی بیلی  | 

تا آخــــــردنــيــــــــا هميــن اسـت ...

يــوســفی هــم کــه بــرگــشـت بــه کــنـعانش ....

 استثنا بود! ... بــيـا غــمـمان را بــخـوريم...باو.

+ نوشته شده در  91/10/05ساعت 14:33  توسط جیلی بیلی  | 

ملت ما همچین افتادن تو خط تبریک کریسمس


انگاری همشونو بابا نوئل زاییده.


ینی کلا اوستاییم تو خز کردنه سوژه ها.

+ نوشته شده در  91/10/05ساعت 14:32  توسط جیلی بیلی  |